پنج حقیقتی که هر خانواده ای باید بداند

دسترسی سریع

براي صحبت با مدیر سایت
!کليک کنيد
قوانين نويسندگي در سایت ما
!کليک کنيد
کمک مالي و نقدي جهت بهبود سايت
!کليک کنيد
حمایت بنری از سایت
!کليک کنيد
براي پرسيدن سوالات خود با اين شماره تماس بگيريد: (----------------)
تبليغات ...

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
نویسنده : وب تو وب | بازدید : 5

پنج <strong>حقیقتی</strong> که هر <strong>خانواده</strong> ای <strong>باید</strong> <strong>بداند</strong>

1)  همه ی رفتارها ی ما شکلی از برقراری ارتباط است.

همه ی انسانها از طریق رفتار ارتباط برقرار می کنند. نوزاد ممکن است به دلیل خیس بودن جایش یا گرسنه بودن گریه کند.درست مانند یک فرد بزرگسال که ممکن است زمانی که در محل کار خسته شده است خمیازه بکشد.بزرگسالان و کودکان از طریق رفتارهای خود، هر لحظه در حال برقراری ارتباط هستند حتی اگر نسبت به رفتار خود آگاه نباشند.رفتار مشکل ساز و نا مناسب کودک نشان دهنده ی این است که او مضطرب یا ناراحت است،و این نشان می دهد که یک جایی کار ایراد دارد.

2)  همیشه دلیلی برای یک رفتار مشکل دار وجود دارد.

گاهی اوقات کودکان در برقراری ارتباط با بزرگترها مشکل دارند، چرا که آنها کلمه ای که بتواند حالشان را توصیف کند یا اینکه در شرایط دشوار چه چیزی از شما می خواهند را نمی دانند. در این مواقع، کودک بر خلاف احساس خود و نیازهایش عمل می کند.بنابراین کودکانی که رفتار چالش برانگیز نشان می دهند به این دلیل است که خودشان درگیری های ذهنی دارند که قادر به بیان آن به شما نیستند،و با این هدف که توجه شما را جلب کنند،یا متوقف کردن فعالیتی است که او دوست ندارد انجام دهد، یا به دست آوردن لذت حسی باشد- اما همیشه دلیلی برای یک رفتار وجود دارد.

3)  دلایل زیادی ممکن است علت بروز یک رفتار باشد.

کودکان با رفتار های چالش برانگیز خود این پیغام را به والدین خود می دهند که یک چیزی درست نیست یا به نیاز آنها توجه نمی شود.دلایل زیادی ممکن است برای یک رفتار ذکر کرد، مانند گرسنگی،ترس، خستگی ،بی حوصلگی، عصبانیت و … . برای بعضی از بچه ها سخت است که به والدین خود بگویند چرا عصبانی هستند، برخی از بچه ها هم ممکن است رفتارهایی که به نظر مخرب می آید انجام دهند برای اینکه آنها از فعالیتهای فیزیکی لذت می برند،مانند مشت زدن به اشیاء. گاهی اوقات کودکان اعمالی خارج از کنترل و آسیب زا انجام می دهند.مانند لگد زدن و یا صدمه زدن به کسی. او چند بار خواسته نیازش را مطرح کند اما هر بار بی توجهی شده است،کودک در این مواقع  پیغام  خود را با صدای بسیار بلندی به اطرفیان می رسانند.

4)      بزرگترها می توانند یادبگیرند که رفتار کودکان خود را بشناسند و رفتارهای چالش بر انگیز آنها را تفسیر کنند و آنها را بفهمند.

از دست ندهید!

از آنجا که اغلب کودکان از رفتار خود برای بیان نیازها و خواسته های خود استفاده می کنند.بزرگترها  می توانند با فهمیدن اینکه کودک چه مواقعی رفتار نامناسب از خود بروز می دهد به معنای رفتار او پی ببرند.همه ی بچه ها، اما به ویژه کودکانی که با رفتار نامناسب خواسته ها و نیازهایشان را مطرح می کنند،نیاز یک بزرگسال معتمد و دوست وسازگار با او دارند که او را پشتیبانی و راهنمایی کند بویژه در شرایط سخت. فقط مهم است که معنای رفتار کودک را بفهمیم. به همان اندازه مهم است که والدین نیز نسبت به دلایل رفتار خود  آگاه باشند و معنای رفتار خود را پیدا کنند.کودکان از طریق والدین چیزهایی زیادی در این مورد می توانند یاد بگیرند حتی اگر قصد آموزش نداشته باشید نحوه ی رفتار شما در او یادگیری ایجاد می کند.

5)  رفتار چالش بر انگیز کودکان نه با مجازات بلکه با حمایت کاهش می یابد.

هنگامی که بزرگسالان دلیل رفتار کودک خود را بفهمند بهتر می توانند به رفتار او واکنش نشان دهند.وقتی کودکان بینند به رفتار آنها توجه می شود و نیاز های آنها برای والدین محترم است دیگر دلیلی برای ادامه این رفتار وجود نخواهد داشت.تنیبه کودک شاید بتواند رفتار را برای لحظه ای خاموش کند،اما نیاز به حمایت یا جایگزینی رفتار مناسب در شرایط دشوار را در او حل نمی کند.هنگامی که بزرگسالان از مجازات استفاده می کنند این پیغام را به کودک خود می فرستند که خشم یک راه خوب برای حل مشکلات است.هنگامی که بزرگسالان به کودک خود کمک می کنند تا نیاز هایشان را به شکل مناسب مطرح کنند و راه های مثبت برقراری ارتباط برای مطرح کردن نیازشان به دیگران را یاد می دهند ،کوکان مهارت های اجتماعی و مهارت حل مسأله را که در سراسر زندگی آنها می توانند مفید باشد می آموزند.

مطالعه بیشتر

بکارگیری واژه‌های خوب و کارآمد برای توصیف خانواده هایی که به نظر ، سرپرست و اعضای آن‌ها مسئولیت‌ها و وظایف خود را انجام میدهند ، نمیتواند به معنا تندرست و سالم بودن آن خانواده باشد. وقتی می‌گوییم خانواده خوب و کارایی داریم بیشتر منظور این است که:

ما همواره جایی برای خوابیدن، سقفی روی سر و غذایی برای خوردن داشته ایم، مدرسه رفته ایم یا می‌رویم و در فرصت‌های خاصی در مجاور پدر و مادر خود بوده ایم.

بی تردید ، وجود این شرایط در خانواده لازم است ، ولی برای یک خانواده تندرست و سالم این وضعیت کفایت نمی‌کند .

خانواده تندرست و سالم نیازهایی بالاتر از مسکن، خوراک ، تحصیل و حتی امنیت بدنی و جنسی اعضای خود را برآورده می‌سازد.

اعضای خانواده علی الخصوص کودکان به نوازش، در بغل گرفتن، شنیده شدن و مورد عنایت قرار گرفتن احتیاج دارند. .

ما احساس هایی داریم که ضروری است به آن‌ها اجازه داده شود تا ابراز شده و پذیرفته شوند، چیزهایی را از دست داده و می‌دهیم که نیاز داریم برای آنها سوگواری کنیم، ما به صداقت نیاز داریم تا بتوانیم خود حقیقی مان را آشکار کنیم و خلاقانه زندگی معنوی داشته باشیم.

خانواده تندرست و سالم به همه اعضای خود اجازه میدهد نیازشان را برآورده کنند.

خانواده ناسالم آن خانواده‌ای نیست که آشکارا غیرطبیعی، نامطلوب و ناکارآمد باشد، بلکه برعکس خانواده‌های ناسالم بیشتر طبیعی و خوب به نظر می‌رسند!!! این خانواده‌ها در ظاهر خود را خوب جلوه می‌دهند.

آن‌ها برای تظاهر، دروغ و فریبکاری که از آن به عنوان «زرنگی» یاد میکنند افزون‌تر از صداقت، ارزش قائل می‌شوند.

بددهنی، پرخاشگری، تنبیه و سرزنش در این خانواده‌ها عادیست .

آن‌ها به داشتن و بدست آوردن و بطور کلی به جذب و تصاحب بی قید و شرط هر آنچه در جهان خارج از خود شخص است افزون‌تر از بودن و همانی که در حقیقت هستند اهمیت می‌دهند.

بچه‌ها و اعضای چنین خانواده هایی از نظر بدنی به شکل بزرگسالانی درمی آیند که منحصرا نقش آدم بزرگ را بازی میکنند ، بدون اینکه از درون رشد کرده و بزرگ شده باشند.

بنابراین آن‌ها «کودکان بزرگسال» می‌شوند.

یعنی اشخاصی که از درون احساس خلأ و پوچی میکنند و به سختی در تلاشند این خلأ را به طریقی ناسالم پر کنند.

بطور معمول در خانواده‌های ناسالم که پدر و مادر و سرپرست خانواده، خود کودکانِ بزرگسالِ خانواده‌های ناسالم هستند، قوانین تقریباً پنهان و بصورت ناگفته‌ای به اجرا درمی آیند که زیادتر در خدمت برآورده ساختن نیازهای ارضا نشده پدر و مادر است تا بچه‌ها آنها!!!

خانواده‌های مسأله‌دار مسائل خود را انکار میکنند و به همین سبب مسائل آن‌ها هرگز حل نمی‌شود.

بنابراین واژه‌های «طبیعی و خوب» که از روی عادت مورد استفاده قرار می‌گیرند ، قادر نیستند بیانگر سلامت خانواده باشند.

به این جهت ، مناسب‌تر است برای توصیف خانواده از واژه‌های «سالم یا ناسالم» بهره ببریم .

الف) آزادی دیدن، شنیدن و تصورکردن آنچه حالا اینجاست، آنچه قبلاً بوده و بعداً خواهد بود.

ب) آزادی اندیشیدن به آنچه فرد می‌اندیشد، نه آنچه باید بیندیشد.

ج) آزادی احساس‌کردن آنچه فرد حس میکند ، نه آنچه باید احساس کند.

د) آزادی خواستن و انتخاب‌کردن آنچه فرد می‌خواهد، نه آنچه باید بخواهد.

ه) آزادی تصور کردن خودشکوفایی و نه ایفای نقشی بی‌انعطاف و ملاحظه دامن احتیاط

ازدواج به‌عنوان بااهمیت‌ترین بخش خانواده می‌بایست در جهت صمیمی‌شدن باشد.

این پروسه مراحل زیر را طی می‌کند: دوست داشتن (عشق ورزیدن)، حل‌وفصل اختلاف‌ها، مصالحه، تفرد و صمیمیت.

صمیمیت یعنی اعضای خانواده بتوانند بدون هراس و واهمه، اشتباهات و اسرار خود را برای هم مطرح کنند و کسی از اشتباهات و اسرار آن‌ها سوء استفاده نکند.

مذاکره در زمینه تفاوت‌ها وظیفه با اهمیتی در فرآیند ایجاد صمیمیت است.

برای مذاکره بر سر تفاوت‌ها باید تمایل به همکاری وجود داشته باشد تا حل‌وفصل منصفانه مسائل را ممکن کند.

ارتباط روشن و سازگار در صمیمیت نقشی اساسی دارد.

برقرار نمودن رابطه روشن مستلزم آگاه‌بودن از خود و از دیگری و نیز احترام گذاشتن به همدیگر است.

اعتماد در اثر صداقت ایجاد میشود

ابراز درست عواطف ، عواطف، افکار و امیال مهم‌تر از موافقت است.

در خانواده‌های تندرست و سالم تفاوت‌ها ترغیب می‌شوند.

منحصربه‌فرد بودن و تکرارنشدن هر یک از اعضای خانواده ، از جمله نخستین ارزش‌های حاکم بر خانواده‌های تندرست و سالم است.

در خانواده‌های تندرست و سالم ، نقش‌ها باز و انعطاف‌پذیر هستند.

اشخاص توانایی دارند بدون خجالت و شرمساری به طیب خاطر خود رفتار میکنند .

خوشبخت افرادی هستند که نیازهایشان برآورده میشود

خانواده تندرست و سالم به همه اعضای خود اجازه میدهد نیازشان را برآورده کنند.

خانواده تندرست و سالم پاسخگوست.

مسائل فردی و فامیلی را تأیید میکند و به اتفاق به منظور حل آن‌ها می‌کوشد.

قانون‌مندی در خانواده‌های تندرست و سالم به امکان بروز اشتباه توجه دارد.

می‌توان بر سر قوانین و باورها مذاکره کرد.

خانواده‌های مسأله‌دار مسائل خود را انکار میکنند و به همین سبب مسائل آن‌ها هرگز حل نمی‌شود.

این خانواده‌ها هم چنین ۵ آزادی را از خانواده خود دریغ میکنند .

در خانواده‌های مسأله‌دار خلأ صمیمیت وجود دارد.

درواقع خلأ صمیمیت منتهی به مسأله‌دارشدن خانواده میشود .

خانواده‌های مسأله‌دار شرم‌زده هستند، والدین شرم به دل ریخته دارند و در مواجه با فرزندان‌شان شرمساری را به نمایش می‌گذارند.

نقش‌ها تحت‌تأثیر نیازهای خانواده بعنوان یک نظام شکل می‌گیرند.

کودکان واقعیت خود را برای ملاحظه نیازهای نظام از دست میدهند .

اعضای خانواده‌های مسأله‌دار مرزهای نامشخص دارند.

چنانچه مادر بترسد، همه می‌ترسند.

درواقع اشخاص به‌جای یکدیگر حس میکنند .

نیازهای اشخاص خانواده‌های مسأله‌دار برآورده نمی‌شود.

نیازهای فردی فدای نیازهای نظام میشود .

در خانواده‌های مسأله‌دار، تقریبا دائما با خشم و افسردگی روبه‌رو هستیم.

ارتباط در خانواده‌های مسأله‌دار یا آشکارا ضدونقیض است یا انسان‌های با هم توافق کرده اند که هرگز در مقام مخالفت با هم حرف نزنند.

تماس و ارتباط حقیقی به‌ندرت وجود دارد.

در خانواده‌های مسأله‌دار، قوانین بی‌انعطاف و تغییرناکردنی هستند.

تربیت مسموم واضع این مقررات است.

اسرار علنی از جمله دروغ‌هایی است که خانواده را در حالت منجمد نگه میدارد

در این وضعیت هرکس از آنچه همه به ندانستن آن تظاهر میکنند ، آگاه است.

همه به منظور رفع پریشانی و ناراحتی‌کنترل‌کننده سعی میکنند ، ولی هرچه اشخاص نقش خود را افزونتر بازی میکنند ، بهمان میزان ایستایی نظام بیشتر میشود.

منبع

امتیاز دهی کاربران
0 (0 رای)


گروه پزشکان جایروس (آلومینا) حاصل بزرگترین کار گروهی فوق تخصصی مغزواعصاب و روان

برای کسب اطلاعات تماس و اخذ نوبت از کلیه شعب تهران و شهرستانها اینجا کلیک کنید. 

سایت جایروس بزرگترین سایت و بهترین مرکز تخصصی اطلاع رسانی ،درمان و پیشگیری از بیماری ها با تمرکز ویژه بر مشکلات مغز و اعصاب و روان در کشور است که مستقیما توسط پزشکان متخصص و تیم درمانگران اعصاب (روانشناس،روانپزشک،گفتار درمانگر و…) مدیریت می شود. ما از سال 1388 آغاز کردیم و اکنون گروه پزشکان جایروس با معرفی برترین کادر درمانی در مناطق مختلف تهران و شهرستان های مختلف کشور حضور دارند و در رفع مشکلات جسمی در حیطه های مغز و اعصاب و روان و ارتوپدی و توانبخشی و مشکلات روانپزشکی بزرگسالان و کودکان به شما کمک می کنند.


برچسب‌ها :

جمعه 13 مهر 1397 - 14:50
قدرت گرفته از نیلوبلاگ