پرونده: جلیقۀ ضدگلولۀ نئولیبرالیسم

دسترسی سریع

براي صحبت با مدیر سایت
!کليک کنيد
قوانين نويسندگي در سایت ما
!کليک کنيد
کمک مالي و نقدي جهت بهبود سايت
!کليک کنيد
حمایت بنری از سایت
!کليک کنيد
براي پرسيدن سوالات خود با اين شماره تماس بگيريد: (----------------)
تبليغات ...

برای سفارش تبلیغات کلیک کنید برای سفارش تبلیغات کلیک کنید
نویسنده : وب تو وب | بازدید : 25

image کنفرانس مشترک خبری رونالد ریگان و مارگارت تاچر؛ ۲ ژوئیۀ ۱۹۸۲، کاخ سفید.

کنفرانس مشترک خبری رونالد ریگان و مارگارت تاچر؛ ۲ ژوئیۀ ۱۹۸۲، کاخ سفید.


همۀ ما نئولیبرال هستیم
نئولیبرالیسم چنان فراگیر شده است که حتی به‌ندرت وجه ایدئولوژیک آن را متوجه می‌شویم

بی‌کاریِ ساختاریافته را بی‌خیال شوید: بی‌کاری‌تان به‌خاطر این است که کارآفرین نبوده‌اید. هزینه‌های سرسام‌آور خانه‌داری را بی‌خیال شوید: اگر اعتبار کارت اعتباری‌تان تمام شده است، لابد ضعیف و بی‌احتیاط بوده‌اید. بی‌خیال اینکه مدرسۀ کودکانتان زمین بازی ندارد: اگر چاق شوند، تقصیر شما است. در دنیایی که رقابت حکم‌رانی می‌کند، آنکه عقب می‌ماند، از دید دیگران و حتی خودش، بازنده حساب می‌شود. این است آن دنیایی که نئولیبرالیسم بر آن حکمرانی می‌کند.


دونالد ترامپ و سیلیکون وَلِی دو روی یک‌ سکه‌اند
دونالد ترامپ ترس می‌فروشد و سیلیکون ولی خوش‌بینی: ایدئولوژی‌هایی متضاد، اما راهی واحد

سیلیکون ولی در کالیفرنیا مرکز تجمع بزرگ‌ترین شرکت‌های تکنولوژیک جهان است. گوگل، اپل، اینتل، یاهو و بسیاری از دیگر غول‌های تکنولوژیْ آنجا مستقرند. مدیران ارشد سیلیکون ولی، حداقل در ظاهر، چیزی در دفاع از هیلاری کلینتون کم نگذاشتند. ترامپ نیز در طول کارزار انتخاباتی‌اش چپ و راست به سیلیکون ولی تاخت، اما امروز وقتِ آشتی فرا رسیده است، زیرا از هرچه بگذریم آن‌ها برادران دینی‌اند: مؤمنانِ رده‌بالای دینِ نئولیبرالیسم.


نئولیبرالیسم: ایده‌ای که جهان را بلعید
چطور «ایدۀ بزرگ» دنیای ما را مال خود کرد؟

امروزه واژهٔ نئولیبرالیسم به ابزاری برای لفاظی‌های سیاسی بدل شده، اما واقعیت این است که این واژه بیانگر ایدئولوژی زمانهٔ ماست، ایدئولوژی‌ای که منطق بازار را مقدس شمرده و هر آنچه مایهٔ انسان‌بودن ماست را کنار می‌گذارد. زمانی بود که صحبت از رئیس‌جمهوری ترامپ احمقانه می‌نمود، همین‌طور بود سخن‌گفتن از فراگیرشدن ایده‌های هایک، اما امروزه این ماییم که در جهانِ ایده‌های هایک و سیاست‌های ترامپ زندگی می‌کنیم.


نئولیبرالیسم چه فرقی با لیبرالیسم می‌کند؟
میان لیبرالیسم سیاسی، لیبرالیسم اقتصادی، و نئولیبرالیسم تمایزات اساسی وجود دارد

لیبرالیسم سیاسی، لیبرالیسم اقتصادی، و نئولیبرالیسم تفاوت‌هایی اساسی با هم دارند. هر کدام از این فلسفه‌ها خاستگاه تاریخی و فکری خاص خود را دارند، و هر سه در کنار یکدیگر تا به امروز به حیات خود ادامه داده، و گاهی مکمل یکدیگر و گاهی مقابل یکدیگر عمل کرده‌اند. اما مشخص‌کردن بعضی تمایزات هم ممکن است و هم مفید، تا به این ترتیب بتوان درکی روشن‌تر از شیوۀ تقابل لیبرالیسم و نئولیبرالیسم حاصل کرد.


هیروشیما را به یاد آور
نئولیبرالیسم استعاره‌ای از بمب اتم است: تجسمی از تخریب جهانی امر اجتماعی، سیاسی و اخلاقی

بمباران اتمی هیروشیما و ناکازاکی عده‌ای را به جشن و پایکوبی برانگیخت، آنانی که استدلال می‌کردند تنها راه تسلیم‌کردن ژاپن استفاده از بمب اتم است. عدۀ دیگری در بمب اتم چیزی نمی‌دیدند مگر پیشرفت علم و قدرت شگفت‌انگیز آن. رایج‌ترین دلیلی که برای استفاده از بمب اتم آورده می‌شد این بود که تنها راه شکست ژاپن و حفظ جان سربازان آمریکایی استفاده از بمب اتم است. اما همان زمان هم تعدادکثیری از سیاست‌مدارن و حتی رهبران نظامی مخالف استفاده از بمب اتم بودند و استدلال می‌کردند که برای پایان دادن به جنگ هیچ ضرروتی برای استفاده از بمب اتم نیست. امروزه ثابت شده که استدلال این دسته از مخالفان کاملاً درست بوده است.


جنگ همه در برابر خودشان
نئولیبرالیسمْ به‌وجودآورندۀ تنهایی است و این تنهایی‌ در حال ازهم‌گسستن جامعه است

فراگیرشدن بیماری‌های روانی درحال خردکردن میلیون‌ها نفر است. حالا دیگر طاعونِ استرس، افسردگی و تنهایی به‌ همۀ مردم دنیا حمله‌ور شده است. دلایل فراوانی برای این ناراحتی‌ها وجود دارد، اما ایدئولوژی نیز، همانند تغییرات اقتصادی و فناورانه، نقش مهمی در این امر بازی می‌کند. از میان تمامی فانتزی‌هایی که نوع بشر پذیرای آن است، این ایده که «ما می‌توانیم به‌تنهایی سر کنیم» پوچ‌ترین و شاید خطرناک‌ترینِ آن‌ها بوده است.


اینستاگرام تجسم هنری عصر نئولیبرالیسم است
در اینستاگرام همه‌چیز برای فروش قفسه‌بندی می‌شود، حتی غیرقابل‌فروش‌ترین احساسات

اینستاگرام بچۀ سرراهیِ تاریخ هنر نیست، خویشان و اجدادی دارد و بسیاری از خصوصیاتِ خود را از سبک‌ها و مدهای هنریِ پیش از خود گرفته است و، همچون هر مد هنری دیگری، ریشه‌های عمیقی در تمایزات طبقاتی دارد. اینستاگرام شبکۀ اجتماعی بورژواهاست و آن‌هایی که ادایشان را درمی‌آورند. یک عکس کنار برج ایفل، دیگری در حال نواختن پیانو، و سومی به‌منظور دلسوزی برای پیرمردِ خمیده‌ای در خیابان. نسب اینستاگرام به کجا می‌رسد؟


نئولیبرالیسم یعنی سرمایه‌داری لایک‌ها
سرمایه‌داری در عصر نئولیبرال فهمید، به‌جای سخت‌گیری، باید اغواگر باشد

اورول آیندۀ غرب را جامعه‌ای انضباطی می‌دانست. اما دنیا در سال ۱۹۸۴، شباهت چندانی به پیش‌بینی‌های ضدآرمان‌شهری او نداشت. اپل به‌تازگی مکینتاش را عرضه کرده بود و رایانه‌ها که نویدبخش آزادی و دسترسی همگانی بودند با سرعت پیشرفت می‌کردند. بعد نوبت اینترنت، گوشی‌های هوشمند و شبکه‌های اجتماعی رسید. خبری از جامعۀ انضباطی نبود. اما فیلسوف عجیب‌وغریب و منزوی آلمانی، بیونگ‌چول هان، می‌گوید فریب نخورید. حالا تک تک ما انسان‌ها، برادر بزرگ‌تر شده‌ایم.


چامسکی: دانشگاه بنگاهی تجاری شده است
سخنرانی «نوام چامسکی» دربارۀ وضعیت رو به زوال دانشگاه‌

متن پیشِ رو سخنرانی‌‌ای است که نوام چامسکی آن را در فوریۀ سال ۲۰۱۴ برای جمعی از اساتید دانشگاه‌های آمریکا، از طریق اسکایپ، ‏ ایراد کرده است. این متن را «رابین سوردز» آماده کرده و پرفسور چامسکی آن را ویرایش کرده است.


آخرین نبرد؛ پوپولیسم چپ در برابر پوپولیسم راست
گفت‌وگویی با شانتال موف دربارۀ معنای امروزی پوپولیسم و دمکراسی

جوامع اروپایی طی سی سال گذشته به‌موازات گذار از هژمونی سوسیال‌دمکراسی، اسیر سیری قهقرایی شده‌اند و در دام هژمونی نولیبرال افتاده‌اند. اینک طبقۀ کارگرْ حقوق به‌دست‌آمده در زمان دولت رفاه را از کف داده و همین امر نشان می‌دهد که این طبقه اکنون بیش از گذشته در معرض خطر است. بر همین اساس، امروزه در جوامعی «پسادمکراتیک» زندگی می‌کنیم. آن‌ها خودشان را دمکراتیک می‌نامند؛ اما در واقعیت چنین نیستند. به همین خاطر امروزه ضروری است که نخست دمکراسی را پس بگیریم. تا پیش از پیدایش اوضاع امروزی، اتخاذ چنین راهکاری حتی به مخیلۀ ما هم خطور نمی‌کرد.


نئولیبرال ناسزایی بود که راست‌ها برای چپ‌‌گرایی ساخته بودند
امروز برای چپ‌ها، نئولیبرال‌بودن انگ است؛ ولی در زمانی نه‌چندان‌دور این واژه در مقابلِ راست‌گرایی افراطی قرار داشت

اصطلاح نئولیبرالیسم تقریباً همیشه برای توصیف منفیِ سیاست‌ها و طرح‌های همخوان با کاپیتالیسمِ جهانیِ دست‌راستی به کار رفته است. بااین‌حال این اصطلاح در ابتدا در امریکا توسط منتقدان نیودیل و برای تأکید بر اتهام نیودیل مبنی بر خیانت به لیبرالیسمِ سنتی مورد استفاده قرار می‌گرفت. نئولیبرالیسم به‌نظرِ این منتقدان به‌معنای گونه‌ای جنون مطلق بازارِ آزاد نبود؛ بلکه معنایی کاملاً عکس این داشت: تلفیقی خطرناک از برنامه‌ریزی درازمدت و مالکیت اشتراکی که به سوسیالیسم پهلو می‌زند.


چپ‌ها نئولیبرالیسم را نفهمیده‌اند
نئولیبرالیسم، با ظرافت، جهانی را صورت‌بندی کرده است که در چشم خیلی از دین‌داران معنادار و مطلوب به نظر می‌رسد

این کتاب‌ها نشان می‌دهند که نئولیبرالیسم چگونه بر مذهب به‌عنوان نوعی فرهنگ، احساس و مجموعه‌ای از نهادها تکیه می‌کند. این به‌معنای خوب‌بودن نئولیبرالیسم یا بدبودن مذهب نیست؛ بلکه بدین معناست که نباید نئولیبرالیسم را بر اساس تعبیر دیوید هاروی بفهمیم. او می‌گوید نئولیبرالیسم «همۀ شکل‌های همبستگی اجتماعی» را به‌نفع «فردگرایی، مالکیت خصوصی، مسؤولیت‌پذیری فردی و ارزش‌های خانوادگی» منحل می‌کند. چنین گزاره‌هایی آن‌قدر تکرار می‌شوند که هاله‌ای از حقیقت‌گویی به خود بگیرند؛ اما بر واقعیت زیستۀ نئولیبرالیسم منطبق نیستند.


هیجان‌ها و خطرهای یک سیاست جدید چپ
حال که نئولیبرالیسم در بحران است، وقت آن است که بر اهمیت تعلق و همکاری تأکید کنیم

سال‌ها پیش گروهی از اقتصادانان قصه‌ای آرمان‌شهرگرایانه را پروراندند که با ناباوری، برای دهه‌ها به راهنمای اصلی حکمرانی در جهان تبدیل شد. اما این قصه که نامش را «نئولیبرالیسم» گذاشته‌اند، امروز بیش از همیشه به بحران افتاده است و نامحتمل نیست که به زودی قصۀ دیگری جای آن را بگیرد، پس بهتر است این بار آن ارزش‌هایی که برای سال‌ها فراموش کرده بودیم، دوباره به میدان آوریم. چیزهایی چون تعلق، همکاری و مراقبت.


نجات علم اقتصاد از چنگ نئولیبرالیسم
اقتصاددانانِ خوب می‌دانند که پاسخ هر سؤالی در اقتصاد این است: بستگی دارد

هیچکس دقیقاً نمی‌داند نئولیبرالیسم چیست، اما خیلی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که این ایدئولوژی اقتصادی مسئول پاره‌ای از بزرگ‌ترین بحران‌های اجتماعی دوران ماست. افزایشِ مهیب نابرابری، فروپاشی‌های مالیِ متعدد و از میان رفتن انواع حمایت‌های اجتماعی. دنی رادریک، رئیس انجمن بین‌المللی اقتصاد، می‌گوید مشکل اینجاست که نئولیبرالیسم می‌خواهد نسخۀ واحدی را برای همه‌جای دنیا بپیچد، اما موفقیت‌های اقتصادی، همه‌جا مدیونِ سرپیچی از نسخه‌های معیار و عمل بر اساس اقتضائات محلی بوده است.


تاریخ نولیبرالیسم از عیسی مسیح آغاز می‌شود
مروری بر کتاب مقدمه‌ای بر خاستگاه‌های نولیبرالیسم؛ مدل‌سازی اقتصاد از عیسی تا فوکو

این کتاب سیر بسط تعاریفِ حیطه و روش اقتصاد را از زمان جان استوارت میل تا گری بکر پیگیری می‌کند. «خاستگاه‌ها» چگونگی انقیاد انسان‌ها ذیل اقتصاد بازارزدۀ نولیبرال را بازمی‌گوید، نظامی که انسان‌ها را موجوداتی می‌بیند که در فضایی یکپارچه عمل می‌کنند که در آن هر ابژه‌ای در کار خلق خواستی است که هیچ‌گاه سیری نمی‌پذیرد. این کتاب هشدار می‌دهد که تلاش برای برآورده‌ساختن این خواست‌های سیری‌ناپذیر مسئول پیدایش اقتصاد رشدمحور است.


هیولای حکومت‌مندی
نظر بروس رابینز دربارۀ کتاب راه جدید جهان: دربارۀ جامعه نئولیبرال

نکتۀ اصلی کتاب این است که نئولیبرالیسم نوعِ جدیدی از فرد را تولید کرده است، و یا همان‌طور که فلاسفه قاره‌­ای می‌گویند، نوع جدیدی از سوژه. سوژه‌­ای که بخشِ عمومی و خصوصی را به هم وصل می‌کند: «فرد نئولیبرال فردی رقابتی است، که کاملاً در رقابت‌­های جهانی غوطه‌ور شده است». این کتاب به ما می‌گوید که جهت خواسته‌‌های ما و روح ما را تغییر داده­‌اند. برای داردات و لاوال، مفهومِ سوژه که فوکو از آن به‌مثابۀ مشخصۀ مدرنیته یاد می‌­کند، در عصر نئولیبرالیسم، به طور فزاینده­ای نقش اقتصادی به خود گرفته است: اکنون از همۀ ما انتظار می‌رود که کارآفرینان خودمان باشیم، همیشه خودمان را به کار در سطوحِ بالا‌تر هل دهیم، همیشه به دنبال فرصت‌‌‌های جدید سرمایه‌گذاری باشیم، حتی فرصت­‌های با ریسک بالا، تا اینکه به بهترین شکل از منابع شخصی خود بهره‌برداری کنیم و حداکثر سود شخصی را بدست آوریم.


اپیدمی‌های نئولیبرال: سیاست چگونه ما را بیمار می‌کند
مروری بر کتاب اپیدمی‌های نئولیبرال: سیاست چگونه ما را بیمار می‌کند نوشتۀ کلیر بمبرا و تد شرِکر

دو پژوهشگر، در کتاب جدیدشان، تأثیر و عوارض بیش از سه‌دهه سیاست‌های نئولیبرال بر سلامت جامعه را بررسی می‌کنند. از نظر آن‌ها چهار نوع «اپیدمی نئولیبرال» وجود دارد: ریاضت، چاقی، استرس و نابرابری؛ همۀ این اپیدمی‌ها به ظهور سیاست‌های نئولیبرال مربوط‌اند و رویکردهای جایگزین می‌توانستند از آن‌ها پیشگیری کنند یا دست‌کم از میزان گستردگیِ آن‌ها بکاهند و درنتیجه، قرن بیست‌ویکِ سالم‌تری می‌داشتیم.


جلیق ضدگلول نئولیبرالیسم
مروری بر کتاب هیچگاه اجازه ندهید هیچ بحران جدی‌ای هدر برود: چگونه نئولیبرالیسم از فروپاشی مالی جان سالم به در برد نوشتۀ فیلیپ میروفسکی

در بازاری که در آن کارفرمایان برای پیداکردن نیروی کارِ تقریباً کمیاب با یکدیگر رقابت می‌کنند، نیازی نیست که افراد با تبدیل‌کردن خود به سبدی معاوضه‌پذیر از مهارت‌ها خودشان را تحقیر کنند. در مقابل، در وضعیت فعلی پیدا کردن کاری با حقوق کافی و امنیت شغلی بسیار دشوار است و به همین دلیل عجیب نیست که مردم خود را تبدیل به هر چیزی می‌کنند که تکنولوژی پیش پایشان گذاشته تا خودشان را بفروشند. همان‌طور که جون رابینسون می‌گوید یگانه چیزی که از استثمارشدن توسط سرمایه‌داری بدتر است استثمار نشدن توسط آن است.


گفت‌وگو با جان بلامی فاستر و کوین اندرسون: نئولیبرالیسم در بحران
چپ‌ها کل مبارزه را به نئولیبرالیسم محدود کرده‌اند، اما سرمایه‌داری فراتر از آن است

امسال ۱۵۰سال از انتشار جلد اول «سرمایه» می‌گذرد، اما این کتاب هنوز دربارۀ وضعیتی که امروز گرفتار آن شده‌ایم حرف‌هایی برای گفتن دارد. در این مصاحبه دو تن از بهترین محققان مارکس و شاهکار او، «سرمایه»، از میراث به‌جاماندۀ او برای مبارزه علیه تبعیض نژادی و جنسیتی حرف می‌زنند و شیوۀ اندیشیدن او به بحران فراگیر بوم‌شناختی را شرح می‌دهند.


برچسب‌ها :

جمعه 15 تير 1397 - 17:21
قدرت گرفته از نیلوبلاگ
close
تبلیغات در اینترنت